eröffnen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈʔœfnən/
Worttrennung: er·öff·nen
فعل

افتتاح کردن (مغازه/حساب)، آغاز کردن (بحث/جلسه)، مطرح کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas eröffnen)

مؤسسه، مغازه، رستوران، حساب بانکی یا نمایشگاهی را برای اولین بار رسماً راه‌اندازی و افتتاح کردن.

  • Die neue Galerie wurde gestern feierlich eröffnet.گالری جدید دیروز با شکوه افتتاح شد.
  • Er hat ein Bankkonto eröffnet.او یک حساب بانکی افتتاح کرد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas eröffnen)

جلسه، گفتگو، بازی یا مسابقه‌ای را رسماً آغاز کردن.

  • Der Bürgermeister eröffnete die Konferenz mit einer Rede.شهردار کنفرانس را با سخنرانی آغاز کرد.
  • Das Spiel wurde um 15 Uhr eröffnet.بازی ساعت ۱۵ آغاز شد.
3 Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)

خبری مهم، تصمیمی جدید یا فرصتی را به اطلاع کسی رساندن یا آن را آشکار کردن.

  • Er eröffnete ihr, dass er die Stadt verlassen würde.او به او اطلاع داد که شهر را ترک خواهد کرد.
  • Sie eröffnete ihm ihre wahren Absichten.او مقاصد واقعی‌اش را برای او آشکار کرد.