eröffnen
افتتاح کردن (مغازه/حساب)، آغاز کردن (بحث/جلسه)، مطرح کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas eröffnen)
مؤسسه، مغازه، رستوران، حساب بانکی یا نمایشگاهی را برای اولین بار رسماً راهاندازی و افتتاح کردن.
- Die neue Galerie wurde gestern feierlich eröffnet.گالری جدید دیروز با شکوه افتتاح شد.
- Er hat ein Bankkonto eröffnet.او یک حساب بانکی افتتاح کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas eröffnen)
جلسه، گفتگو، بازی یا مسابقهای را رسماً آغاز کردن.
- Der Bürgermeister eröffnete die Konferenz mit einer Rede.شهردار کنفرانس را با سخنرانی آغاز کرد.
- Das Spiel wurde um 15 Uhr eröffnet.بازی ساعت ۱۵ آغاز شد.
3
Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)
خبری مهم، تصمیمی جدید یا فرصتی را به اطلاع کسی رساندن یا آن را آشکار کردن.
- Er eröffnete ihr, dass er die Stadt verlassen würde.او به او اطلاع داد که شهر را ترک خواهد کرد.
- Sie eröffnete ihm ihre wahren Absichten.او مقاصد واقعیاش را برای او آشکار کرد.