eröffnen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈʔœfnən/
Wortzerlegung: er·öff·nen
فعل

افتتاح کردن (مغازه/حساب)، آغاز کردن (بحث/جلسه)، مطرح کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

مؤسسه، حساب بانکی، مغازه یا نمایشگاهی را برای اولین بار رسماً راه‌اندازی و افتتاح کردن

  • Ich möchte morgen ein neues Girokonto bei dieser Bank eröffnen.من می‌خواهم فردا یک حساب جاری جدید در این بانک افتتاح کنم.
  • Das neue Einkaufszentrum wird nächste Woche feierlich eröffnet.مرکز خرید جدید هفته آینده به صورت باشکوهی افتتاح می‌شود.
2 Akkusativ

جلسه، گفتگو، بازی یا مسابقه‌ای را رسماً آغاز کردن

  • Der Bürgermeister eröffnete die Sitzung pünktlich um 10 Uhr.شهردار جلسه را رأس ساعت ۱۰ رسماً آغاز کرد.
  • Wer von den beiden Künstlern wird die Ausstellung eröffnen?کدام‌یک از این دو هنرمند نمایشگاه را شروع/افتتاح خواهد کرد؟
3 Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)

خبری مهم، تصمیم یا فرصتی جدید را به اطلاع کسی رساندن (در قالب jmdm. etw. eröffnen)

  • Er eröffnete seinen Eltern, dass er ins Ausland ziehen möchte.او تصمیمش را به والدینش مطرح کرد (گفت) که می‌خواهد به خارج بپوندد.