erarbeiten
کسب کردن (با زحمت)، تدوین کردن، به دست آوردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک راهحل، راهکار یا طرح را با تلاش ذهنی و گروهی تدوین و آماده کردن
- Die Arbeitsgruppe hat gemeinsam eine Lösung für das Problem erarbeitet.کارگروه به صورت مشترک راه حلی برای مشکل تدوین کرد.
- Wir müssen neue Strategien für den Markt erarbeiten.ما باید استراتژیهای جدیدی برای بازار تدوین کنیم.
2
sich (Dativ) + Akkusativ
دانش، ثروت یا موقعیتی را از طریق تلاش و کار سخت به دست آوردن
- Er hat sich seinen Erfolg durch jahrelange harte Arbeit erarbeitet.او موفقیتش را با سالها کار سخت به دست آورده است.
- Sie hat sich ein tiefes Fachwissen auf diesem Gebiet erarbeitet.او دانش تخصصی عمیقی را در این زمینه با زحمت اندوخته است.