erarbeiten
با کار و تلاش به دست آوردن، تهیه کردن، تدوین کردن
Beispiele
- Jeder glücklich erreichte Gipfel vermittelt das Bewusstsein, sich ein nicht jedermann zugängliches, dem Bergsteiger wichtiges Stück Bergwelt unseres Globus selbst ''erarbeitet'' und damit zu eigen gemacht zu haben.هر قلهای که با موفقیت فتح میشود، این آگاهی را میدهد که فرد با تلاش خود بخشی از دنیای کوهستان کره زمین را که برای همه قابل دسترس نیست و برای کوهنورد مهم است، به دست آورده و از آن خود کرده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را (مفهوم، طرح) با کار و تلاش توسعه دادن، تدوین کردن یا تهیه کردن.
- Wir müssen einen neuen Plan erarbeiten.ما باید یک طرح جدید تدوین کنیم.
- Die Gruppe hat gemeinsam eine Lösung erarbeitet.گروه به طور مشترک یک راهحل را به دست آورد.
2
Akkusativ
چیزی را (دانش، موقعیت) از طریق کار و تلاش به دست آوردن.
- Er hat sich sein Wissen hart erarbeitet.او دانش خود را با سختی به دست آورده است.
- Sie hat sich diese Position durch Fleiß erarbeitet.او این موقعیت را با پشتکار به دست آورده است.