erarbeiten

Aussprache: /ɛɐ̯ˈʔaʁbaɪ̯tn̩/
Wortzerlegung: er·a·r·bei·ten
فعل

کسب کردن (با زحمت)، تدوین کردن، به دست آوردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک راه‌حل، راهکار یا طرح را با تلاش ذهنی و گروهی تدوین و آماده کردن

  • Die Arbeitsgruppe hat gemeinsam eine Lösung für das Problem erarbeitet.کارگروه به صورت مشترک راه حلی برای مشکل تدوین کرد.
  • Wir müssen neue Strategien für den Markt erarbeiten.ما باید استراتژی‌های جدیدی برای بازار تدوین کنیم.
2 sich (Dativ) + Akkusativ

دانش، ثروت یا موقعیتی را از طریق تلاش و کار سخت به دست آوردن

  • Er hat sich seinen Erfolg durch jahrelange harte Arbeit erarbeitet.او موفقیتش را با سال‌ها کار سخت به دست آورده است.
  • Sie hat sich ein tiefes Fachwissen auf diesem Gebiet erarbeitet.او دانش تخصصی عمیقی را در این زمینه با زحمت اندوخته است.