anerbieten
پیشنهاد کردن، داوطلب شدن
Bedeutungen
1
Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)
چیزی را (اغلب کمک یا خدمات) به صورت رسمی یا مودبانه پیشنهاد کردن.
- Er hat mir seine Hilfe angeboten.او کمکش را به من پیشنهاد کرد.
- Die Firma bietet ihren Mitarbeitern kostenlose Schulungen an.شرکت آموزشهای رایگان را به کارکنانش پیشنهاد میدهد.
2
sich (Akkusativ) (sich anerbieten)
داوطلب شدن، خود را برای کاری پیشنهاد کردن (به صورت انعکاسی و رسمی).
- Er hat sich freiwillig für die gefährliche Mission angeboten.او خود را برای مأموریت خطرناک داوطلب کرد.
- Sie bot sich an, die kranke Kollegin zu vertreten.او داوطلب شد تا جایگزین همکار بیمار شود.