erbötig

Aussprache: /ɛɐ̯ˈbøːtɪç/
Worttrennung: er·bö·tig
صفت

آماده (برای انجام کاری)، مایل، داوطلب

Bedeutungen

1

تمایل و آمادگی برای انجام کاری یا پذیرش پیشنهادی، اغلب با نشان دادن ادب و فروتنی.

  • Er war stets erbötig, seinen Nachbarn zu helfen.او همیشه برای کمک به همسایگانش آماده بود.
  • Die junge Frau war erbötig, die schwierige Aufgabe zu übernehmen.آن زن جوان مایل بود که مسئولیت آن کار دشوار را بپذیرد.
  • Der Diener zeigte sich erbötig, dem Gast jeden Wunsch zu erfüllen.خدمتکار خود را برای برآورده کردن هر خواسته مهمان، مایل نشان داد.