erbötig
آماده (برای انجام کاری)، مایل، داوطلب
Bedeutungen
1
تمایل و آمادگی برای انجام کاری یا پذیرش پیشنهادی، اغلب با نشان دادن ادب و فروتنی.
- Er war stets erbötig, seinen Nachbarn zu helfen.او همیشه برای کمک به همسایگانش آماده بود.
- Die junge Frau war erbötig, die schwierige Aufgabe zu übernehmen.آن زن جوان مایل بود که مسئولیت آن کار دشوار را بپذیرد.
- Der Diener zeigte sich erbötig, dem Gast jeden Wunsch zu erfüllen.خدمتکار خود را برای برآورده کردن هر خواسته مهمان، مایل نشان داد.