erbeuten

Aussprache: /ɛɐ̯ˈbɔɪ̯tn̩/
Wortzerlegung: er·beu·ten
فعل

به غنیمت گرفتن، به چنگ آوردن، شکار کردن

Beispiele

  • Bei dem Überfall auf den Juwelier Max und Moritz ''erbeuteten'' die Täter ein mit Edelsteinen besetztes Armband im Wert von mehreren Zehntausend Euro.در حمله به جواهرفروشی مکس و موریتز، سارقان یک دستبند جواهرنشان به ارزش ده‌ها هزار یورو را به غنیمت گرفتند.
  • Pumas ''erbeuten'' Säugetiere nahezu aller Größen.پوماها پستانداران تقریباً در هر اندازه‌ای را شکار می‌کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به عنوان غنیمت، شکار یا نتیجه موفقیت‌آمیز به دست آوردن

  • Die Diebe konnten eine große Menge Bargeld erbeuten.دزدان توانستند مقدار زیادی پول نقد به غنیمت بگیرند.
  • Der Adler erbeutete eine Maus.عقاب یک موش شکار کرد.