erbeuten
به غنیمت گرفتن، به چنگ آوردن، شکار کردن
Beispiele
- Bei dem Überfall auf den Juwelier Max und Moritz ''erbeuteten'' die Täter ein mit Edelsteinen besetztes Armband im Wert von mehreren Zehntausend Euro.در حمله به جواهرفروشی مکس و موریتز، سارقان یک دستبند جواهرنشان به ارزش دهها هزار یورو را به غنیمت گرفتند.
- Pumas ''erbeuten'' Säugetiere nahezu aller Größen.پوماها پستانداران تقریباً در هر اندازهای را شکار میکنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به عنوان غنیمت، شکار یا نتیجه موفقیتآمیز به دست آوردن
- Die Diebe konnten eine große Menge Bargeld erbeuten.دزدان توانستند مقدار زیادی پول نقد به غنیمت بگیرند.
- Der Adler erbeutete eine Maus.عقاب یک موش شکار کرد.