erbieten
پیشنهاد کردن، اعلام آمادگی کردن
Beispiele
- Sie ''erbietet sich'' immer, ihren Freunden im Notfall zu helfen.او همیشه پیشنهاد میکند که در مواقع اضطراری به دوستانش کمک کند.
- Ich ''erbiete mich'' freiwillig, diese Arbeit zu übernehmen.من داوطلبانه اعلام آمادگی میکنم که این کار را بر عهده بگیرم.
Bedeutungen
1
sich erbieten zu + Infinitiv
خود را برای انجام کاری پیشنهاد دادن یا عرضه کردن (معمولاً در بافت رسمی یا ادبی)
- Er erbot sich, bei der Lösung des Problems zu helfen.او خود را برای کمک به حل مشکل پیشنهاد داد.
- Die Firma erbot sich, die Kosten für die Reparatur zu übernehmen.شرکت خود را برای تقبل هزینههای تعمیرات عرضه کرد.