فعل
درخواست کردن، التماس کردن، ملتمسانه خواستن
معانی و تعاریف erbitten:
- درخواست کردن، تقاضا کردن (به صورت رسمی یا مودبانه)
جملات نمونه برای erbitten:
In der Fernsehsendung "Was bin ich?" ''erbat'' Robert Lemke [sic!] von seinen Gästen stets eine typische Handbewegung.
در برنامه تلویزیونی "من چی هستم؟" رابرت لمکه همیشه از مهمانانش یک حرکت دست معمولی درخواست میکرد.
Wir erbitten Ihre Mithilfe bei diesem Projekt.
ما همکاری شما را در این پروژه درخواست میکنیم.
Der König erbat einen Rat von seinen Weisen.
پادشاه از دانشمندان خود مشورتی خواست.