erbrüllen
با غرش پر کردن، غرش کردن
Beispiele
- Von Erdbeben gar oft ''erbrüllen'' die felsigen Höhlen.غارهای سنگی اغلب با غرش زلزلهها پر میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با صدای بلند و خشمگین فریاد زدن یا غریدن (معمولاً به کسی یا چیزی)
- Der Löwe erbrüllte sein Revier.شیر قلمرو خود را غرید.
- Er erbrüllte seinen Befehl, sodass alle ihn hörten.او فرمانش را فریاد زد تا همه آن را بشنوند.