erbrüten

Aussprache: /ɛɐ̯ˈbʁyːtn̩/
Worttrennung: er·brü·ten
فعل

جوجه‌کشی کردن؛ خلق کردن، به فکر رسیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas erbrüten)

جوجه یا نوزاد را از تخم بیرون آوردن (توسط پرنده یا دستگاه).

  • Die Henne brütet ihre Eier sorgfältig aus, bis die Küken schlüpfen.مرغ با دقت تخم‌هایش را می‌جوشاند تا جوجه‌ها بیرون بیایند.
  • Im Brutkasten werden die Eier bei konstanter Temperatur erbrütet.در دستگاه جوجه‌کشی، تخم‌ها در دمای ثابت جوجه‌کشی می‌شوند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas erbrüten)

(مجازی) به طور پنهانی و با تفکر زیاد، نقشه‌ای (معمولاً منفی) را طرح‌ریزی کردن یا ایده‌ای را پرورش دادن.

  • Er saß tagelang in seinem Zimmer und brütete einen Plan aus.او روزها در اتاقش نشست و نقشه‌ای را طرح‌ریزی کرد.
  • Die Wissenschaftler erbrüten neue Theorien zur Erklärung des Universums.دانشمندان در حال پرورش نظریه‌های جدیدی برای توضیح جهان هستند.