فعل
ارائه دادن، به دست آوردن، تولید کردن (نتیجه، سود)
معانی و تعاریف erbringen:
- (خدمات، مدرک، اثبات و غیره) را ارائه دادن، فراهم کردن.
- (نتیجه، سود و غیره) را به دست آوردن، تولید کردن.
جملات نمونه برای erbringen:
Die Protestierenden wollen damit symbolisch "ein Opfer für die Demokratie" ''erbringen.''
معترضان میخواهند با این کار به صورت نمادین «قربانیای برای دموکراسی» ارائه دهند.
Sie müssen den Nachweis über Ihre Qualifikationen erbringen.
شما باید مدرک صلاحیتهای خود را ارائه دهید.
Das Unternehmen konnte die erwarteten Leistungen nicht erbringen.
شرکت نتوانست خدمات مورد انتظار را ارائه دهد.