erbsengrün
سبز نخودی، سبز روشن
Bedeutungen
1
رنگ سبز روشن و شاداب، شبیه رنگ نخود فرنگی تازه.
- Das Kleid des Kindes war erbsengrün und passte gut zum Frühling.پیراهن بچه سبز نخودی بود و به خوبی با فصل بهار هماهنگ بود.
- Die Wände des Zimmers wurden in einem hellen, erbsengrünen Farbton gestrichen.دیوارهای اتاق با رنگی روشن و سبز نخودی رنگآمیزی شدند.
- Er trug eine erbsengrüne Jacke, die ihm sehr gut stand.او یک ژاکت سبز نخودی پوشیده بود که خیلی به او میآمد.