erbuhlen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈbuːlən/
Wortzerlegung: er·buh·len
فعل

با چاپلوسی به دست آوردن، با ناز و کرشمه به دست آوردن

Beispiele

  • Einem Freunde Soviel auch Stürme dir’s zersplittern, hoch halte, freudig, ohne Zittern, das stolze Banner deiner Kunst und fordere furchtlos ohne Wanken kampffroh dein Schicksal in die Schranken, ein Feigling nur ''erbuhlt'' sich Gunst.به یک دوست، حتی اگر طوفان‌ها آن را خرد کنند، پرچم غرورآمیز هنر خود را بالا نگه دار، و با شجاعت بدون لرزش سرنوشت خود را به چالش بکش، فقط یک ترسو لطف را با چاپلوسی به دست می‌آورد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با تلاش زیاد، حیله‌گری یا چاپلوسی به دست آوردن یا کسب کردن.

  • Er versuchte, sich die Gunst des Chefs zu erbuhlen.او سعی کرد لطف رئیس را با چاپلوسی به دست آورد.
  • Sie hat sich den Posten hart erbuhlt.او این پست را با تلاش زیاد به دست آورد.