erdenken
خلق کردن، ابداع کردن، تمهید چیدن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) erdenken
طرح، نقشه، راه حل یا داستانی را با تفکر عمیق خلق و ابداع کردن (ادبی و رسمی)
- Er erdachte einen genialen Plan.او یک نقشه نبوغآمیز ابداع کرد.
- Die Geschichte ist nicht wirklich geschehen, sondern nur erdacht.این داستان واقعاً اتفاق نیفتاده، بلکه ساختگی (زاییده فکر) است.