erdenken
خیالپردازی کردن، ابداع کردن، از خود درآوردن
Beispiele
- Die Geschichte ist nicht wirklich geschehen, sondern nur ''erdacht.این داستان واقعاً اتفاق نیافتاده است، بلکه فقط خیالی (ساختگی) است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
ابداع کردن، خلق کردن (یک ایده، طرح، راه حل با تفکر عمیق)
- Er erdachte einen genialen Plan.او یک نقشه نبوغآمیز ابداع کرد.
- Die Lösung wurde von einem Team von Ingenieuren erdacht.راه حل توسط تیمی از مهندسان خلق شد.