erdröhnen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈdʁøːnən/
Worttrennung: er·dröh·nen
فعل

با غرش لرزیدن، طنین‌انداز شدن، پر کردن (با صدا)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

درباره صدا: با شدت و قدرت زیاد شنیده شدن و طنین‌انداز شدن.

  • Die Musik erdröhnte im ganzen Saal.موسیقی در سراسر سالن طنین‌انداز شد.
  • Sein Lachen erdröhnte die Stille.خنده‌اش سکوت را در هم شکست و طنین‌انداز شد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas erdröhnen)

مکانی را با صدای بلند و غرش‌مانند پر کردن.

  • Der Donner erdröhnte die Nacht.رعد شب را با غرش خود پر کرد.
  • Die Sirenen erdröhnten die Stadt.آژیرها شهر را با غرش خود پر کردند.