ereilen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈaɪ̯lən/
Wortzerlegung: er·ei·len
فعل

ناگهان به سراغ کسی آمدن، گریبانگیر شدن، غافلگیر کردن (معمولاً با اتفاق ناخوشایند)

Beispiele

  • Eine Attacke der Höhenkrankheit hat den Bergsteiger ''ereilt'' und zwingt ihn, sein Vorhaben aufzugeben.حمله بیماری ارتفاع کوهنورد را گریبانگیر کرده و او را مجبور می‌کند تا از برنامه خود دست بکشد.

Bedeutungen

1 (transitiv)

(معمولاً در مورد اتفاقات ناگوار) به سراغ کسی آمدن، گریبانگیر شدن، کسی را غافلگیر کردن.

  • Das Unglück ereilte ihn völlig unerwartet.بدبختی کاملاً غیرمنتظره گریبانگیر او شد.
  • Die Nachricht vom Tod ereilte die Familie in der Ferne.خبر مرگ در دوردست به خانواده رسید.