erfechten

Aussprache: /ɛɐ̯ˈfɛçtən/
Worttrennung: er·fech·ten
فعل

با مبارزه به دست آوردن/کسب کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

با مبارزه یا تلاش زیاد چیزی را به دست آوردن (معمولاً حقوق، آزادی یا یک موقعیت، اغلب در متون رسمی یا قدیمی‌تر)

  • Sie mussten ihre Rechte hart erfechten.آنها مجبور بودند برای حقوق خود سخت مبارزه کنند.
  • Die Freiheit wurde mit Blut erfochten.آزادی با خون به دست آمد.