erfüllbar
قابل انجام، قابل تحقق، شدنی
Bedeutungen
1
چیزی که میتوان آن را به واقعیت تبدیل کرد یا به آن دست یافت؛ امکانپذیر.
- Das Ziel ist ambitioniert, aber erfüllbar.هدف بلندپروازانه است، اما قابل دستیابی است.
- Wir müssen sicherstellen, dass die Anforderungen erfüllbar sind.ما باید اطمینان حاصل کنیم که الزامات شدنی هستند.
- Ist dieser Plan unter den gegebenen Umständen überhaupt erfüllbar?آیا این طرح با توجه به شرایط موجود اصلاً قابل انجام است؟