erfüllbar

Aussprache: /ɛɐ̯ˈfʏlbaːɐ̯/
Worttrennung: er·füll·bar
صفت

قابل انجام، قابل تحقق، شدنی

Bedeutungen

1

چیزی که می‌توان آن را به واقعیت تبدیل کرد یا به آن دست یافت؛ امکان‌پذیر.

  • Das Ziel ist ambitioniert, aber erfüllbar.هدف بلندپروازانه است، اما قابل دستیابی است.
  • Wir müssen sicherstellen, dass die Anforderungen erfüllbar sind.ما باید اطمینان حاصل کنیم که الزامات شدنی هستند.
  • Ist dieser Plan unter den gegebenen Umständen überhaupt erfüllbar?آیا این طرح با توجه به شرایط موجود اصلاً قابل انجام است؟