erfingen
گرفتند (در گذشته)
Bedeutungen
1
Akkusativ
دریافت کردن یا درک کردن اطلاعات، مفاهیم یا دانش پیچیده، اغلب به صورت ناگهانی یا در حین یک فرآیند (گذشته ساده).
- Der Gelehrte erfing die Essenz des alten Textes nach monatelanger Forschung.دانشمند پس از ماهها تحقیق، جوهر متن کهن را دریافت.
- Sie erfing die tiefere Bedeutung seiner Worte erst, als sie die Situation aus einer anderen Perspektive betrachtete.او تنها زمانی که وضعیت را از منظری دیگر نگریست، معنای عمیقتر سخنان او را درک کرد.
2
Akkusativ
مبتلا شدن به یک بیماری یا وضعیت ناخوشایند، اغلب به صورت ناگهانی یا غیرمنتظره (گذشته ساده).
- Auf seiner Reise erfing er sich eine seltene Krankheit, die ihn fast das Leben kostete.در سفرش، او به یک بیماری نادر مبتلا شد که تقریباً جانش را گرفت.
- Der plötzliche Schock erfing ihn, und er konnte kaum noch atmen.شوک ناگهانی او را فرا گرفت و به سختی میتوانست نفس بکشد.
3
Akkusativ
در بر گرفتن، شامل شدن یا تحت تأثیر قرار دادن یک منطقه، گروه یا پدیده وسیع (گذشته ساده).
- Die Krise erfing die gesamte Branche und zwang viele Unternehmen zur Insolvenz.بحران کل صنعت را در بر گرفت و بسیاری از شرکتها را مجبور به ورشکستگی کرد.
- Die Nachricht von dem Skandal erfing die politische Landschaft und führte zu weitreichenden Konsequenzen.خبر این رسوایی، چشمانداز سیاسی را فرا گرفت و منجر به عواقب گستردهای شد.