erfließen
ناشی شدن، حاصل شدن، نتیجه شدن
Bedeutungen
1
aus + Dativ (aus etwas erfließen)
جاری شدن، بیرون آمدن یا ناشی شدن از چیزی (معمولاً به صورت مایع یا انتزاعی).
- Aus der Wunde erfloss Blut.از زخم خون جاری شد.
- Aus seinen Worten erfloss eine tiefe Traurigkeit.از سخنان او اندوه عمیقی برمیخاست.
2
aus + Dativ (aus etwas erfließen)
نتیجه چیزی بودن، از چیزی سرچشمه گرفتن (معمولاً در مورد مفاهیم، حقوق یا پیامدها).
- Aus diesem Vertrag erfließen bestimmte Rechte und Pflichten.از این قرارداد حقوق و وظایف مشخصی ناشی میشود.
- Aus der Analyse erflossen wichtige Erkenntnisse.از تحلیل، یافتههای مهمی حاصل شد.