erfoltern

Aussprache: /ɛɐ̯ˈfɔltɐn/
Wortzerlegung: er·fol·tern
فعل

با شکنجه به دست آوردن/وادار کردن

Beispiele

  • Was willst du dir ''erfoltern,'' du Folterer!چه چیزی را می‌خواهی با شکنجه به دست آوری، ای شکنجه‌گر!

Bedeutungen

1 Akkusativ

اطلاعات، اعتراف یا چیزی دیگر را با استفاده از شکنجه به دست آوردن.

  • Die Gestapo versuchte, Geständnisse zu erfoltern.گشتاپو تلاش می‌کرد اعترافات را با شکنجه به دست آورد.
  • Man kann keine Wahrheit erfoltern.نمی‌توان حقیقت را با شکنجه به دست آورد.