صفت
تحقیق شده، بررسی شده (با روشهای علمی)
جملات نمونه برای erforscht:
„Andererseits warnen Umweltschützer vor der Zerstörung kaum ''erforschter'' Ökosysteme, wenn man den Meeresgrund quadratkilometerweise durchpflügt.“
«از سوی دیگر، فعالان محیط زیست نسبت به تخریب اکوسیستمهای کمتر تحقیق شده هشدار میدهند، اگر کف دریا را کیلومتر مربع به کیلومتر مربع شخم بزنند.»