erforschen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈfɔʁʃn̩/
Wortzerlegung: er·for·schen
فعل

تحقیق کردن، پژوهش کردن، کشف کردن (در مورد مکان‌ها)

Beispiele

  • Unsere Arbeitsgruppe ''erforscht'' das Sozialverhalten des Nacktmulls.گروه کاری ما رفتار اجتماعی موش کور برهنه را بررسی می‌کند.
  • Alexander von Humboldt ''erforschte'' den südamerikanischen Kontinent mit großer Leidenschaft.الکساندر فون هومبولت با شور و اشتیاق فراوان قاره آمریکای جنوبی را کشف کرد.
  • Eine interdisziplinäre Forschungsgruppe in Graz ''erforscht'' geometrische Strukturen wie Kreisringe und liefert damit Ansatzpunkte für Musiker, Künstler und Architekten.یک گروه تحقیقاتی بین‌رشته‌ای در گراتس ساختارهای هندسی مانند حلقه‌های دایره‌ای را بررسی می‌کند و از این طریق نقاط شروعی برای موسیقیدانان، هنرمندان و معماران فراهم می‌آورد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

به طور علمی و سیستماتیک به بررسی و کشف حقایق درباره چیزی پرداختن

  • Wissenschaftler erforschen neue Heilmethoden gegen Krebs.دانشمندان در حال تحقیق درباره روش‌های درمانی جدید برای سرطان هستند.
  • Die Tiefsee ist noch weitgehend unerforscht.اعماق دریا هنوز تا حد زیادی کشف نشده باقی مانده است.