erfrechen
جرئت کردن، جسارت به خرج دادن، گستاخی کردن
Beispiele
- Wie kannst du dich ''erfrechen'', mir Grimassen zu schneiden?چطور جرئت میکنی برای من شکلک درآوری؟
Bedeutungen
1
sich + zu + Infinitiv
(رسمی، کمی قدیمی، معمولاً انعکاسی 'sich erfrechen') با گستاخی یا جسارت کاری را انجام دادن یا چیزی را گفتن.
- Wie erfrechen Sie sich, so etwas zu behaupten?چطور به خودتان جسارت میدهید چنین چیزی را ادعا کنید؟
- Er erfrechte sich, dem Lehrer zu widersprechen.او جسارت کرد که با معلم مخالفت کند.