ergebnisoffen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈɡeːpnɪsˌʔɔfn̩/
Worttrennung: er·geb·ni·s·of·fen
صفت

با نتیجه نامشخص، بدون پیش‌فرض نتیجه، باز

Bedeutungen

1

بدون انتظار یا پیش‌فرض در مورد نتیجه؛ باز گذاشتن امکانات مختلف.

  • Die Verhandlungen sind noch ergebnisoffen.مذاکرات هنوز با نتیجه نامشخصی ادامه دارد.
  • Wir gehen ergebnisoffen in das Gespräch.ما با ذهنی باز و بدون پیش‌فرض نتیجه وارد گفتگو می‌شویم.
  • Eine ergebnisoffene Diskussion ist oft am produktivsten.یک بحث باز و بدون پیش‌فرض نتیجه اغلب پربارترین است.