ergehen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈɡeːən/
Wortzerlegung: er·ge·hen
فعل

گذشتن بر کسی، صادر شدن حکم، ابلاغ شدن دعوت‌نامه

Bedeutungen

1 Dativ (wie ergeht es jemandem)

وضعیت، حال یا سرنوشتی بر کسی گذشتن (خوب یا بد)

  • Wie ist es dir in der neuen Stadt ergangen?در شهر جدید به تو چطور گذشت؟
  • Ihm ist es nach dem Fehler schlecht ergangen.پس از آن اشتباه، اوضاع برای او بسیار بد پیش رفت.
2 (بدون مفعول) / gegen + Akkusativ

صادر، ابلاغ و اعلام شدن یک حکم، قانون، فرمان یا دستور رسمی

  • Das Urteil ist gestern vom Gericht ergangen.حکم دادگاه دیروز صادر شد.
  • Es erging ein Verbot gegen die Veranstaltung.دستوری مبنی بر ممنوعیت آن مراسم صادر شد.
3 an + Akkusativ

به دست کسی رسیدن یا ابلاغ شدن اطلاعیه یا دعوت‌نامه

  • Eine Einladung erging an alle Mitglieder.دعوت‌نامه‌ای به دست تمام اعضا رسید.
  • Die Mitteilung erging an die gesamte Belegschaft.اطلاعیه به کل کارکنان ابلاغ شد.