ergehen
گذشتن بر کسی، صادر شدن حکم، ابلاغ شدن دعوتنامه
Bedeutungen
1
Dativ (wie ergeht es jemandem)
وضعیت، حال یا سرنوشتی بر کسی گذشتن (خوب یا بد)
- Wie ist es dir in der neuen Stadt ergangen?در شهر جدید به تو چطور گذشت؟
- Ihm ist es nach dem Fehler schlecht ergangen.پس از آن اشتباه، اوضاع برای او بسیار بد پیش رفت.
2
(بدون مفعول) / gegen + Akkusativ
صادر، ابلاغ و اعلام شدن یک حکم، قانون، فرمان یا دستور رسمی
- Das Urteil ist gestern vom Gericht ergangen.حکم دادگاه دیروز صادر شد.
- Es erging ein Verbot gegen die Veranstaltung.دستوری مبنی بر ممنوعیت آن مراسم صادر شد.
3
an + Akkusativ
به دست کسی رسیدن یا ابلاغ شدن اطلاعیه یا دعوتنامه
- Eine Einladung erging an alle Mitglieder.دعوتنامهای به دست تمام اعضا رسید.
- Die Mitteilung erging an die gesamte Belegschaft.اطلاعیه به کل کارکنان ابلاغ شد.