ergoogeln
پیدا کردن در گوگل، جستجو کردن در گوگل
Beispiele
- Im Büro fuhr sie ihren Computer hoch und ''ergoogelte'' sich alle greifbaren Informationen über den Remington-Sohn.او کامپیوترش را در دفتر روشن کرد و تمام اطلاعات قابل دسترس در مورد پسر رمینگتون را 'در گوگل پیدا کرد'.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با استفاده از موتور جستجوی گوگل پیدا کردن
- Ich habe die Adresse des Restaurants schnell ergoogelt.من آدرس رستوران را سریع گوگل کردم (پیدا کردم).
- Man kann heutzutage fast alles ergoogeln.امروزه تقریباً هر چیزی را میتوان با گوگل پیدا کرد.