ergrübeln
با تفکر عمیق فهمیدن، پی بردن (با تفکر)
Beispiele
- Gottes Wege lassen sich nicht ''ergrübeln.راههای خدا را نمیتوان با تفکر فهمید.
- Zuerst ''ergrübelte'' er den Intelligenzquotienten (IQ), den Urahn aller Intelligenz-Modelle.ابتدا ضریب هوشی (IQ)، جد همه مدلهای هوش را با تفکر فهمید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با فکر عمیق و طولانی، یا با تلاش ذهنی زیاد کشف یا حل کردن.
- Er hat die Lösung des komplexen Problems nach stundenlangem Nachdenken ergrübelt.او راه حل مسئله پیچیده را پس از ساعتها تفکر عمیق کشف کرد.
- Manchmal muss man lange ergrübeln, um den wahren Grund zu finden.گاهی اوقات باید مدتها فکر کرد تا دلیل واقعی را پیدا کرد.