ergründbar
قابل کشف، قابل فهم، قابل بررسی
Bedeutungen
1
چیزی که میتوان عمق، علت یا ماهیت آن را درک، کشف، بررسی یا فهمید؛ قابل تحقیق و قابل توضیح.
- Die Ursachen des Unfalls sind jetzt vollständig ergründbar.علل تصادف اکنون کاملاً قابل بررسی هستند.
- Jedes wissenschaftliche Phänomen sollte ergründbar sein.هر پدیده علمی باید قابل کشف باشد.
- Mit modernen Methoden ist die Struktur des Proteins ergründbar.با روشهای مدرن، ساختار پروتئین قابل فهم است.