ergraben

Aussprache: /ɛɐ̯ˈɡʁaːbn̩/
Wortzerlegung: er·gra·ben
صفت

حفاری‌شده، از زیر خاک درآمده، کشف‌شده با باستان‌شناسی

Beispiele

  • Hier wurden die im Stadtgebiet ''ergrabenen'' Erze verhüttet.در اینجا سنگ‌های معدنیِ «حفاری‌شده» در منطقه شهری ذوب می‌شدند.
  • Die im Tempel ''ergrabenen'' Artefakte sind im Museum ausgestellt.اشیاء باستانیِ «کشف‌شده از زیر خاک» در موزه به نمایش گذاشته شده‌اند.

Bedeutungen

1 attributiv oder prädikativ

(در باستان‌شناسی و زمین‌شناسی) اشیاء، آثار، سنگ‌ها یا سازه‌هایی که از طریق حفاری علمی و کاوش از دل خاک بیرون آورده شده‌اند.

  • Die ergrabenen Munzen stammen aus dem 3. Jahrhundert.سکه‌های از زیر خاک درآمده/حفاری‌شده متعلق به قرن سوم هستند.
  • Die Funde sind frisch ergraben und werden nun konserviert.یافته‌ها تازه از زیر خاک بیرون آورده شده‌اند و اکنون در حال ترمیم/نگهداری هستند.