der Erhängte

Aussprache: /ɛɐ̯ˈhɛŋtə/
Worttrennung: Er·häng·te
اسم

زنی که به دار آویخته شده، زن حلق آویز شده

Bedeutungen

1

اشاره به یک زن که خود را حلق آویز کرده یا توسط دیگران به دار آویخته شده است. این واژه معمولاً در متون تاریخی، جنایی یا ادبی به کار می‌رود.

  • Die Erhängte wurde am nächsten Morgen gefunden.زن حلق آویز شده صبح روز بعد پیدا شد.
  • In dem alten Gemälde war eine Erhängte dargestellt.در نقاشی قدیمی، زنی که به دار آویخته شده بود، به تصویر کشیده شده بود.
  • Die Geschichte handelt von einer Erhängten, die Rache sucht.این داستان درباره زنی است که به دار آویخته شده و به دنبال انتقام است.