erheben
بالا بردن، وضع کردن (مالیات)، جمعآوری کردن (داده)، برخاستن/قیام کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas erheben)
افراشتن و بالا بردن (دست، صدا، نغمه).
- Er erhob seine Stimme, um gehört zu werden.او صدایش را بلند کرد تا شنیده شود.
- Die Menge erhob ihre Hände zum Himmel.جمعیت دستهایشان را به سوی آسمان بلند کردند.
2
Akkusativ (+ von + Dativ)
وضع کردن، دریافت کردن یا دریافت قانونی داشتن (مالیات، عوارض، هزینه).
- Der Staat erhebt Steuern von seinen Bürgern.دولت از شهروندانش مالیات دریافت میکند.
- Für die Nutzung der Autobahn werden Gebühren erhoben.برای استفاده از بزرگراه عوارض دریافت میشود.
3
Akkusativ (jemanden / etwas erheben)
جمعآوری کردن و استخراج نمودن اطلاعات، دادهها یا آمار.
- Das Institut erhebt regelmäßig Daten zur Arbeitslosigkeit.این موسسه به طور منظم دادههای مربوط به بیکاری را جمعآوری میکند.
- Wir müssen genaue Zahlen erheben, um die Situation zu analysieren.ما باید اعداد دقیقی را جمعآوری کنیم تا وضعیت را تحلیل کنیم.
4
Akkusativ (+ gegen + Akkusativ)
اقامه کردن، مطرح ساختن (اتهام، ادعا، اعتراض).
- Der Anwalt erhob Einspruch gegen das Urteil.وکیل علیه حکم اعتراض کرد.
- Gegen den Manager wurden schwere Vorwürfe erhoben.اتهامات سنگینی علیه مدیر مطرح شد.
5
sich (+ gegen + Akkusativ / von + Dativ)
از جا برخاستن، قد علم کردن، یا قیام کردن (به صورت انعکاسی).
- Das Volk erhob sich gegen die Unterdrückung.مردم علیه ستم قیام کردند.
- Er erhob sich von seinem Stuhl, um die Dame zu begrüßen.او از جایش برخاست تا به خانم خوشامد بگوید.