erhören
اجابت کردن، برآورده ساختن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas + erhören)
برآورده ساختن دعا، خواسته یا التماس کسی (معمولاً در بافت دینی یا ادبی).
- Gott hat sein Gebet erhört.خدا دعای او را اجابت کرد.
- Sie hoffte, dass ihre Wünsche erhört würden.او امیدوار بود که خواستههایش برآورده شوند.