erhaben
متعالی، شکوهمند، فراتر از انتقاد
Beispiele
- Die Fürstin war über jeden Vorwurf ''erhaben,'' nichts konnte mehr ihre Pläne durchkreuzen.شاهزادهخانم فراتر از هر گونه اتهامی بود، هیچچیز دیگر نمی توانست نقشههایش را خنثی کند.
- Jakob und ich bestaunen die ''erhabene'' Erscheinung dieser Troika wie kleine Jungs den Auftritt eines Weihnachtsmanns samt Rentieren.یاکوب و من ظاهر باشکوه این ترویکا (کالسکه سهاسبه) را مثل پسربچههای کوچک که ورود بابانوئل به همراه گوزنهایش را تماشا میکنند، تحسین میکنیم.