erhallen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈhalən/
Wortzerlegung: er·hal·len
فعل

طنین‌انداز شدن، صدا کردن، شنیده شدن (با صدا)

Beispiele

  • In der Ferne ''erhallt'' ein einsamer Ruf.در دوردست، ندایی تنها طنین‌انداز می‌شود.

Bedeutungen

1 intransitiv

صدا یا فریادی که در فضا پخش شده و منعکس می‌شود

  • Der Ruf erhallte durch das ganze Tal.فریاد در تمام دره طنین‌انداز شد.
  • Ihre Lachen erhallten in der leeren Halle.خنده‌های آن‌ها در سالن خالی منعکس شد.