فعل
با چانهزنی خریدن، از طریق مذاکره به دست آوردن
معانی و تعاریف erhandeln:
- چیزی را از طریق مذاکره، چانهزنی یا معامله به دست آوردن یا خریدن.
جملات نمونه برای erhandeln:
„Wir ''erhandelten'' von ihnen elfenbeinerne Arbeiten, Tier- und Menschengestalten, verschiedene Werkzeuge, Zieraten usw.“
"ما از آنها کارهای عاجی، اشکال حیوانات و انسانها، ابزارهای مختلف، تزئینات و غیره را با چانهزنی خریدیم."
Er konnte den Preis für das Auto erfolgreich erhandeln.
او توانست قیمت ماشین را با موفقیت چانهزنی کند.
Sie haben sich ein gutes Geschäft erhandelt.
آنها یک معامله خوب را با مذاکره به دست آوردند.