erhandeln
با چانهزنی خریدن، از طریق مذاکره به دست آوردن
Beispiele
- Wir ''erhandelten'' von ihnen elfenbeinerne Arbeiten, Tier- und Menschengestalten, verschiedene Werkzeuge, Zieraten usw.ما از آنها کارهای عاجی، اشکال حیوانات و انسانها، ابزارهای مختلف، تزئینات و غیره را با چانهزنی خریدیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از طریق مذاکره، چانهزنی یا معامله به دست آوردن یا خریدن.
- Er konnte den Preis für das Auto erfolgreich erhandeln.او توانست قیمت ماشین را با موفقیت چانهزنی کند.
- Sie haben sich ein gutes Geschäft erhandelt.آنها یک معامله خوب را با مذاکره به دست آوردند.