erhandeln

Aussprache: /ɛɐ̯ˈhandl̩n/
Wortzerlegung: er·han·deln
فعل

با چانه‌زنی خریدن، از طریق مذاکره به دست آوردن

Beispiele

  • Wir ''erhandelten'' von ihnen elfenbeinerne Arbeiten, Tier- und Menschengestalten, verschiedene Werkzeuge, Zieraten usw.ما از آنها کارهای عاجی، اشکال حیوانات و انسان‌ها، ابزارهای مختلف، تزئینات و غیره را با چانه‌زنی خریدیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را از طریق مذاکره، چانه‌زنی یا معامله به دست آوردن یا خریدن.

  • Er konnte den Preis für das Auto erfolgreich erhandeln.او توانست قیمت ماشین را با موفقیت چانه‌زنی کند.
  • Sie haben sich ein gutes Geschäft erhandelt.آنها یک معامله خوب را با مذاکره به دست آوردند.