erhausen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈhaʊ̯zn̩/
Wortzerlegung: er·hau·sen
فعل

با پس‌انداز کردن فراهم کردن / اندوختن

Beispiele

  • Um sich einen Notpfennig zu ''erhausen,'' arbeitete der Schwiegersohn Killi manchmal im Holzschlag.برای اینکه داماد کیلی بتواند پولی برای روز مبادا پس‌انداز کند، گاهی در جنگل‌داری کار می‌کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ (sich etwas erhausen)

(بسیار نادر/کهن) خانه‌ای برای خود فراهم کردن، سکونتگاهی به دست آوردن (این فعل در آلمانی استاندارد رایج نیست و بیشتر فرضی یا بسیار قدیمی است)

  • Er versuchte, sich ein kleines Häuschen zu erhausen.او سعی کرد خانه‌ای کوچک برای خود فراهم کند.
  • Nach langer Wanderschaft hatte er endlich einen Ort erhaust.پس از سرگردانی طولانی، او سرانجام مکانی برای سکونت به دست آورده بود.