erheiraten
از طریق ازدواج به دست آوردن، با ازدواج کسب کردن
Beispiele
- Als er ein Weib wählte, suchte er nicht durch ihre Morgengabe seinen Grundbesitz zu erweitern, sondern war vielmehr darauf bedacht, Geld zu ''erheiraten.هنگامی که او زنی را انتخاب کرد، به دنبال گسترش املاک خود از طریق مهریه نبود، بلکه بیشتر به دنبال 'کسب پول از طریق ازدواج' بود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی (مانند ثروت، عنوان، موقعیت) را از طریق ازدواج به دست آوردن
- Er hat ein großes Vermögen erheiratet und ist nun reich.او ثروت زیادی را از طریق ازدواج به دست آورد و اکنون ثروتمند است.
- Sie konnte durch die Heirat einen Adelstitel erheiraten.او توانست با ازدواج یک عنوان اشرافی به دست آورد.