erheucheln

Aussprache: /ɛɐ̯ˈhɔɪ̯çl̩n/
Worttrennung: er·heu·cheln
فعل

تظاهر کردن، وانمود کردن، به دروغ به دست آوردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به دروغ تظاهر کردن یا از طریق ریاکاری و تظاهر به دست آوردن

  • Er erheuchelte Interesse, um sie zu beeindrucken.او برای تحت تاثیر قرار دادن او، علاقه وانمود کرد.
  • Sie erheuchelte Trauer, obwohl sie erleichtert war.او غم و اندوه وانمود کرد، اگرچه راحت شده بود.