erheucheln
تظاهر کردن، وانمود کردن، به دروغ به دست آوردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به دروغ تظاهر کردن یا از طریق ریاکاری و تظاهر به دست آوردن
- Er erheuchelte Interesse, um sie zu beeindrucken.او برای تحت تاثیر قرار دادن او، علاقه وانمود کرد.
- Sie erheuchelte Trauer, obwohl sie erleichtert war.او غم و اندوه وانمود کرد، اگرچه راحت شده بود.