erhitzen
داغ کردن، گرم کردن
Beispiele
- Die Pinienkerne ''werden'' ohne Öl in der Pfanne ''erhitzt.مغز دانههای کاج بدون روغن در تابه «داغ میشوند».
- Nachdem Sie die Stoffe vermischt haben, ''erhitzen'' Sie sie auf 70پس از اینکه مواد را مخلوط کردید، آنها را تا ۷۰ درجه «گرم کنید».
Bedeutungen
1
Akkusativ
دمای چیزی را بالا بردن، آن را گرم یا داغ کردن.
- Er erhitzt das Wasser für den Tee.او آب را برای چای گرم میکند.
- Die Sonne erhitzt die Steine sehr schnell.خورشید سنگها را خیلی سریع داغ میکند.
2
sich (über + Akkusativ)
(بازتابی) هیجانزده شدن، عصبانی شدن، داغ کردن.
- Er erhitzt sich schnell über Kleinigkeiten.او به سرعت بر سر مسائل کوچک عصبانی میشود.
- Die Debatte erhitzte die Gemüter.بحث، احساسات را برانگیخت/داغ کرد.