erhitzen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈhɪt͡sn̩/
Wortzerlegung: er·hit·zen
فعل

داغ کردن، گرم کردن

Beispiele

  • Die Pinienkerne ''werden'' ohne Öl in der Pfanne ''erhitzt.مغز دانه‌های کاج بدون روغن در تابه «داغ می‌شوند».
  • Nachdem Sie die Stoffe vermischt haben, ''erhitzen'' Sie sie auf 70پس از اینکه مواد را مخلوط کردید، آن‌ها را تا ۷۰ درجه «گرم کنید».

Bedeutungen

1 Akkusativ

دمای چیزی را بالا بردن، آن را گرم یا داغ کردن.

  • Er erhitzt das Wasser für den Tee.او آب را برای چای گرم می‌کند.
  • Die Sonne erhitzt die Steine sehr schnell.خورشید سنگ‌ها را خیلی سریع داغ می‌کند.
2 sich (über + Akkusativ)

(بازتابی) هیجان‌زده شدن، عصبانی شدن، داغ کردن.

  • Er erhitzt sich schnell über Kleinigkeiten.او به سرعت بر سر مسائل کوچک عصبانی می‌شود.
  • Die Debatte erhitzte die Gemüter.بحث، احساسات را برانگیخت/داغ کرد.