erheben

Aussprache: /ɛɐ̯ˈheːbn̩/
Wortzerlegung: er·he·ben
فعل

بالا بردن، وضع کردن (مالیات)، جمع‌آوری کردن (داده)، برخاستن/قیام کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

افراشتن و بالا بردن (دست، صدا، نغمه)

  • Er erhob seine Stimme, um in dem Lärm gehört zu werden.او صدایش را بلند کرد تا در آن شلوغی شنیده شود.
  • Der Priester erhob die Hände zum Gebet.کشیش دست‌هایش را برای دعا بالا برد.
2 Akkusativ (+ von + Dativ)

وضع کردن، دریافت کردن یا دریافت قانونی داشتن (مالیات، عوارض، هزینه)

  • Die Stadt erhebt eine zusätzliche Gebühr für das Parken im Zentrum.شهرداری عوارض اضافه‌ای برای پارک در مرکز شهر دریافت می‌کند.
  • Auf internationale Importe werden oft hohe Zölle erhoben.بر واردات بین‌المللی اغلب تعرفه‌های سنگینی وضع می‌شود.
3 Akkusativ

جمع‌آوری کردن و استخراج نمودن اطلاعات، داده‌ها یا آمار

  • Für die Studie wurden statistische Daten von über 1000 Personen erhoben.برای این پژوهش داده‌های آماری بیش از ۱۰۰۰ نفر جمع‌آوری شد.
  • Das Institut erhebt regelmäßig Zahlen zur Arbeitslosigkeit.این موسسه به طور منظم آمار بیکاری را گردآوری می‌کند.
4 Akkusativ (+ gegen + Akkusativ)

اقامه کردن، مطرح ساختن (اتهام، ادعا، اعتراض)

  • Der Staatsanwalt hat Anklage wegen Betrugs erhoben.دادستان اتهام کلاهبرداری اقامه کرده است.
  • Sie erhob schwere Vorwürfe gegen das Management.او اتهامات سنگینی علیه مدیریت مطرح کرد.
5 sich (+ gegen + Akkusativ / von + Dativ)

از جا برخاستن، قد علم کردن، یا قیام کردن علیه ستم

  • Er erhob sich höflich von seinem Platz, als die Gäste eintrafen.وقتی مهمانان رسیدند، او مبادبانه از جایش برخاست.
  • Die Bevölkerung erhob sich schließlich gegen die Diktatur.مردم سرانجام علیه دیکتاتوری قیام کردند.