erheben
بالا بردن، وضع کردن (مالیات)، جمعآوری کردن (داده)، برخاستن/قیام کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
افراشتن و بالا بردن (دست، صدا، نغمه)
- Er erhob seine Stimme, um in dem Lärm gehört zu werden.او صدایش را بلند کرد تا در آن شلوغی شنیده شود.
- Der Priester erhob die Hände zum Gebet.کشیش دستهایش را برای دعا بالا برد.
2
Akkusativ (+ von + Dativ)
وضع کردن، دریافت کردن یا دریافت قانونی داشتن (مالیات، عوارض، هزینه)
- Die Stadt erhebt eine zusätzliche Gebühr für das Parken im Zentrum.شهرداری عوارض اضافهای برای پارک در مرکز شهر دریافت میکند.
- Auf internationale Importe werden oft hohe Zölle erhoben.بر واردات بینالمللی اغلب تعرفههای سنگینی وضع میشود.
3
Akkusativ
جمعآوری کردن و استخراج نمودن اطلاعات، دادهها یا آمار
- Für die Studie wurden statistische Daten von über 1000 Personen erhoben.برای این پژوهش دادههای آماری بیش از ۱۰۰۰ نفر جمعآوری شد.
- Das Institut erhebt regelmäßig Zahlen zur Arbeitslosigkeit.این موسسه به طور منظم آمار بیکاری را گردآوری میکند.
4
Akkusativ (+ gegen + Akkusativ)
اقامه کردن، مطرح ساختن (اتهام، ادعا، اعتراض)
- Der Staatsanwalt hat Anklage wegen Betrugs erhoben.دادستان اتهام کلاهبرداری اقامه کرده است.
- Sie erhob schwere Vorwürfe gegen das Management.او اتهامات سنگینی علیه مدیریت مطرح کرد.
5
sich (+ gegen + Akkusativ / von + Dativ)
از جا برخاستن، قد علم کردن، یا قیام کردن علیه ستم
- Er erhob sich höflich von seinem Platz, als die Gäste eintrafen.وقتی مهمانان رسیدند، او مبادبانه از جایش برخاست.
- Die Bevölkerung erhob sich schließlich gegen die Diktatur.مردم سرانجام علیه دیکتاتوری قیام کردند.