erholungsbedürftig

Aussprache: /ɛɐ̯ˈhoːlʊŋsbəˌdʏʁftɪç/
Worttrennung: er·ho·lungs·be·dürf·tig
صفت

نیازمند استراحت و بازیابی، خسته و فرسوده

Bedeutungen

1

کسی که به دلیل کار زیاد، استرس یا بیماری، نیاز به استراحت، آرامش و بازیابی انرژی دارد.

  • Nach der anstrengenden Woche fühle ich mich sehr erholungsbedürftig.پس از هفته پرزحمت، احساس می‌کنم به شدت نیازمند استراحت هستم.
  • Die Kinder sind nach dem langen Schultag erholungsbedürftig und wollen spielen.بچه‌ها پس از روز طولانی مدرسه نیازمند استراحت هستند و می‌خواهند بازی کنند.
  • Der Arzt riet ihm, sich eine Auszeit zu nehmen, da er erholungsbedürftig sei.پزشک به او توصیه کرد که استراحت کند، زیرا نیازمند بازیابی بود.