erigieren

Aussprache: /eʀiˈɡiːʀən/
Wortzerlegung: eri·gie·ren
فعل

سیخ شدن، راست شدن، نعوظ کردن

Beispiele

  • Sein Penis ''erigierte'' beim Anblick der nackten Schönheit.آلت تناسلی او با دیدن زیبایی برهنه راست شد.
  • Der Penis wird in der Nacht im Schlaf mehrmals ''erigiert,'' ohne dass es der Schlafende merkt.آلت تناسلی مردانه شب‌هنگام در خواب چندین بار بدون اینکه فرد خواب‌زده متوجه شود، دچار نعوظ می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

برپا کردن، بنا کردن، برافراشتن (مثلاً بنا، پرچم)

  • Die Stadtverwaltung beschloss, ein Denkmal zu erigieren.شهرداری تصمیم گرفت یک بنای یادبود برپا کند.
  • Sie erigierten eine neue Fahnenstange.آنها یک میله پرچم جدید برافراشتند.
2 intransitiv

نعوظ کردن، سفت شدن (آلت تناسلی)

  • Der Penis erigiert bei sexueller Erregung.آلت تناسلی هنگام تحریک جنسی نعوظ می‌کند.
  • Medikamente können helfen, wenn der Penis nicht erigiert.داروها می‌توانند کمک کنند اگر آلت تناسلی نعوظ نکند.